<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>شکستن امواج</title>
<link>https://breaking-the-waves.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 20 Mar 2011 23:06:25 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>در آغاز فصلي گرم ...</title>
<link>https://breaking-the-waves.blogfa.com/post/31</link>
<description>براي همه شما كه دلبسته تان هستم : و براي يك دوست كه مي خواهد ديگر نباشد :</description>
<pubDate>Sun, 20 Mar 2011 23:06:25 +0330</pubDate>
<dc:creator>breaking-the-waves</dc:creator>
<guid>breaking-the-waves.blogfa.com/post/31</guid>
</item>
<item>
<title>زندگی ، عشق و دیگر هیچ ...</title>
<link>https://breaking-the-waves.blogfa.com/post/30</link>
<description>عشق عشق می آفریند عشق زندگی می بخشد زندگی رنج به همراه دارد رنج دلشوره می آفریند دلشوره جرات می بخشد جرات اعتماد به همراه دارد اعتماد امید می آفریند امید زندگی می بخشد زندگی عشق می آفریند عشق عشق می آفریند « مارگوت بیکل »</description>
<pubDate>Sat, 26 Feb 2011 19:23:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>breaking-the-waves</dc:creator>
<guid>breaking-the-waves.blogfa.com/post/30</guid>
</item>
<item>
<title>ترکاندن دروغ!</title>
<link>https://breaking-the-waves.blogfa.com/post/29</link>
<description>شما می توانید انسان دروغ گویی نباشید اما بعد از عمری که با کسی از در دوستی درآمده اید و با او از آرزوهای دور و درازی رویا بافته اید غفلتا نظرتان برگردد ، شما می توانید انسان دروغ گویی نباشید اما پس از هدف گذاری هایی و همسو کردن فردی با خود برای نیل به آن هدف به ناگهان «صلاح» کار را هدف دیگر یا آدم دیگری بیابید ، شما آدم دروغ گویی نیستید نهایتش گاهی و گداری «خالی» می بندید و گرچه طی این فرآیند پاره ای امور به بازیچه گرفته شوند اما خب مگر خالی بندی نمک و</description>
<pubDate>Fri, 21 Jan 2011 18:19:35 +0330</pubDate>
<dc:creator>breaking-the-waves</dc:creator>
<guid>breaking-the-waves.blogfa.com/post/29</guid>
</item>
<item>
<title>در باب طرح هدفمندی یارانه ها</title>
<link>https://breaking-the-waves.blogfa.com/post/28</link>
<description>هم از بزرگان عصر یکی با غلام خود گفت که از مال خود پاره ای گوشت بستان و از آن طعامی بساز تا بخورم و تو را آزاد کنم . غلام شاد شد . بریانی ساخت و پیش او آورد . خواجه بخورد و گوشت به غلام سپرد . دیگر روز گفت : بدان گوشت نخود آبی مزعفر بساز تا بخورم و تو را آزاد کنم . غلام فرمان برد و بساخت و پیش آورد . خواجه زهرمار کرد و گوشت به غلام سپرد . روز دیگر گوشت مضمحل شده بود و از کار افتاده . گفت : این گوشت بفروش و پاره ای روغن بستان و از آن طعامی بساز تا بخورم و</description>
<pubDate>Tue, 04 Jan 2011 15:28:20 +0330</pubDate>
<dc:creator>breaking-the-waves</dc:creator>
<guid>breaking-the-waves.blogfa.com/post/28</guid>
</item>
<item>
<title>ماجراهای من و آقای جو</title>
<link>https://breaking-the-waves.blogfa.com/post/27</link>
<description>آقای یانگ کیانگ جو یک کارشناس مشاور در تولید مصالح نوین ِ سبک سازی ساختمانی است که از کشور کره جنوبی بعنوان مدیر بخش خاورمیانه طرف قرارداد با شرکت ماست . پیش از این در بروشور و کاتالوگ های معرفی محصولات که از کشور کره ارسال می شد در یکی از صفحات انتهایی چهره اش را دیده بودم ؛ مردی میانه اندام با موهای یکدست صاف و مشکی و چشم هایی بادامی یعنی همه آنچه که از یک کره ای تیپیک و کلاسیک می توان انتظار داشت .</description>
<pubDate>Fri, 24 Dec 2010 21:05:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>breaking-the-waves</dc:creator>
<guid>breaking-the-waves.blogfa.com/post/27</guid>
</item>
<item>
<title>ناکارآمدی مردمسالارانه !</title>
<link>https://breaking-the-waves.blogfa.com/post/26</link>
<description>اینکه این خانم بخاطر چه نوع مطالباتی به رئیس جمهورش در یک سفر استانی روی آورده یا اینکه چطور به این مکان معذب کننده جلوس پیدا کرده ... چطور محافظین مانع اون نشدن و ایشون رو اون بالا نشوندند که مزاحم شعاع دید رییس دولت هم شده ... حتی اینکه این خانم چطور بدون جوراب به ملاقات عالی ترین مقام اجرایی کشور اومده ! ... چرا هیچ محافظی مراقب سقوط ایشان در اون موقعیت خطیر نیست و در صورت عدم تعادل عکس العمل احتمالی محافظین که جملگی مرد نامحرم هستند آیا باعث خدشه دار</description>
<pubDate>Sat, 11 Dec 2010 19:05:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>breaking-the-waves</dc:creator>
<guid>breaking-the-waves.blogfa.com/post/26</guid>
</item>
<item>
<title>اندر فواید جمع بندی !</title>
<link>https://breaking-the-waves.blogfa.com/post/25</link>
<description>حتی اگه شما یک جوون پشت کنکوری هم می بودی هیچوقت بدون دسته بندی و جمع بندی آموخته های علمی شانسی برای توفیق در امتحان کنکور برات متصور نبود چه برسه به اینکه به عنوان یه جوون دم بخت بعد از دوره کردن و آنالیز تئوری و زبونم لال عملی دخترکان و پسرکان در و همسایه از کوچه و بازار گرفته تا فامیل و بسته ، هم کلاسی و هم دانشگاهی ، همکار و همرسته ، مجازی و حقیقی ، این ور آبی و اونور آبی ، just friend only or just on the bed only ! و ...</description>
<pubDate>Wed, 24 Nov 2010 11:00:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>breaking-the-waves</dc:creator>
<guid>breaking-the-waves.blogfa.com/post/25</guid>
</item>
<item>
<title>                                           ز سستی کژی زاید و کاستی</title>
<link>https://breaking-the-waves.blogfa.com/post/24</link>
<description>یکی از اون بزنگاه هایی که در عین جوانی ترس از پیری و عوارضش رو در تن و روح آدم پدیدار می کنه وقتی هست که در بستر بیماری بیفتید و موعد دیگه ش وقتیه که به شدت احساس تنهایی کنید . در هر دوی این حالتها که بختک انتظار چه برای اکتساب سلامتی و چه در رویای به سر رسیدن خزان تنهایی به سراغ آدم میاد حال و هوای سالمندانی رو تداعی می کنه که جز انتظار مرگ دغدغه مهمتری ندارند. برای آدمی مثل من که اکثرا متوقع بودم 24 ساعت شبانه روز اقلا می بایست 48 ساعت باشه تا برای بخشی</description>
<pubDate>Fri, 19 Nov 2010 18:53:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>breaking-the-waves</dc:creator>
<guid>breaking-the-waves.blogfa.com/post/24</guid>
</item>
<item>
<title>معرفت جسم</title>
<link>https://breaking-the-waves.blogfa.com/post/23</link>
<description>مایک نیکولز را پیشترها با «فارغ التحصیل» می شناختم ؛ فیلمی حالا دیگر کالت با نقش آفرینی داستین هافمن و آن بنکرافت با یک موسیقی به یادماندنی و موضوعی که برای سالهای دهه 1960 آمریکا بسیار هم جسورانه می نمود اما حتی با چنین سابقه ای هم «معرفت جسم» در نوع خود یک غافلگیری تمام عیار بود فیلمی ساخته باز هم مایک نیکولز که یک دهه بعد از فارغ التحصیل مسیر رو به پیشرفتش را هرچه برجسته تر می ساخت . این غافلگیری در وهله اول برای من منبعث از مهجور بودن و ناشناخته ماندن</description>
<pubDate>Fri, 09 Jul 2010 19:43:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>breaking-the-waves</dc:creator>
<guid>breaking-the-waves.blogfa.com/post/23</guid>
</item>
<item>
<title>دیالوگ هایی خواندنی از هنر هفتم</title>
<link>https://breaking-the-waves.blogfa.com/post/22</link>
<description>« کشتن تنها پیشخدمت خونه خیلی کار احمقانه ای بود ، حالا حتی نمی دونیم مربای پرتقال کجاست .» 1 وآنگاه هیچکس نبود(1945) ♣♣♣ « لعنت ! چرا هرکاری که ما توش خبره ایم ، غیرقانونیه؟ » 2 بوچ کسیدی و ساندنس کید(1969) ♣♣♣ « آقای رئیس جمهور در مورد این جنگ نمی گم آب از آب تکون نمی خوره ، فقط می گم که فوقش بیشتر از ده یا بیست میلیون نفر کشته نمی شن ، بسته به آنتراکت هائی که می دیم » 3 دکتر استرنج لاو(1964) ♣♣♣ « - اینجا کانزاس سیتی کانزاسه یا کانزاس سی تی میسوری؟ -</description>
<pubDate>Fri, 21 May 2010 19:13:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>breaking-the-waves</dc:creator>
<guid>breaking-the-waves.blogfa.com/post/22</guid>
</item>
</channel>
</rss>
