دیالوگ هایی خواندنی از هنر هفتم
« کشتن تنها پیشخدمت خونه خیلی کار احمقانه ای بود ، حالا حتی نمی دونیم مربای پرتقال کجاست .»1 وآنگاه هیچکس نبود(1945)
♣♣♣
« لعنت ! چرا هرکاری که ما توش خبره ایم ، غیرقانونیه؟ »2 بوچ کسیدی و ساندنس کید(1969)
♣♣♣
« آقای رئیس جمهور در مورد این جنگ نمی گم آب از آب تکون نمی خوره ، فقط می گم که فوقش بیشتر از ده یا بیست میلیون نفر کشته نمی شن ، بسته به آنتراکت هائی که می دیم »3 دکتر استرنج لاو(1964)
♣♣♣
« - اینجا کانزاس سیتی کانزاسه یا کانزاس سی تی میسوری؟
- اینجا ووی هوی چینه .
- خب ، وو هو در جایی که کانزاس سی تی باید باشه چیکار می کنه ؟
- شما احتمالا گم شده این .
- کانزاس سی تی گم شده . من که اینجام . » 4 خانه بین المللی(1933)
♣♣♣
« ایتالیا یه کشور نیست یه احساسه . »5 آوانتی!(1972)
♣♣♣
« تعجبی هم نداره ، که همیشه زیباترین شعرهایی که درباره انگلستان در فصل بهار سروده شده ، کار شاعرهایی بوده که اونوقت سال در ایتالیا بودن . »6 شبح و خانم موییر(1947)
♣♣♣
« تصمیم گرفتم با اون دختره ازدواج کنم، یعنی همون اولین باری که برق مهتاب رو روی لوله تفنگ پدرش دیدم »7 اکلاهما(1956)
♣♣♣
« این واقعا وحشتناک نیست که مردم دور می چرخند و پشت سر آدمهای دیگه چیزهایی می گن که کاملا و دقیقا حقیقت داره؟»8 تصویر دوریان گری(1945)
♣♣♣
« - می ترسم مدتی بعد از اینکه ازدواج کردیم یه دختر جوون خوشگل از راه برسه و تو کاملا منو فراموش کنی .
- احمق نشو . حتی در این صورت هم هفته ای دو بار واست نامه می نویسم .»9 فروشگاه بزرگ(1941)
♣♣♣
« همه زن ها زندگی زناشویی شون رو مثل ژولیت شروع و مثل لیدی مکبث تموم می کنن.»10 دختردهاتی(1954)
♣♣♣
پ . ن : خواننده عزیز انتخاب دیالوگ برتر نشانه شخصیت شماست !!
