ناکارآمدی مردمسالارانه !

اینکه این خانم بخاطر چه نوع مطالباتی به رئیس جمهورش در یک سفر استانی روی آورده  یا اینکه چطور به این مکان معذب کننده جلوس پیدا کرده ... چطور محافظین مانع اون نشدن و ایشون رو اون بالا نشوندند که مزاحم شعاع دید رییس دولت هم شده ... حتی اینکه این خانم چطور بدون جوراب به ملاقات عالی ترین مقام اجرایی کشور اومده ! ... چرا هیچ محافظی مراقب سقوط ایشان در اون موقعیت خطیر نیست و در صورت عدم تعادل عکس العمل احتمالی محافظین که جملگی مرد نامحرم هستند آیا باعث خدشه دار شدن شئونات اسلامی نخواهد شد ؟! و بسیاری از چراهایی که با لبخندی معنی دار بر کنج لب شما در ذهنتون بوجود میاد اساسا موضوع این نوشتار نیست ...

روی سخن اینجاست که اگر بنا بود رئیس دولت به شخصه حلال مشکلات تک به تک آحاد یک ملت باشه که تا به دیاری پای نگذاره اهالی اون ولایت رنگ آبادانی و رفاه و آسایش رو به خود نبینند که هر کدوم عریضه ای رو آماده کنن و نامه به دست به استقبال رییس جمهور بیان و دنبالش راه بیفتند تا شاید گره از کار فروبسته خود بگشایند که پروژه های عمرانی اون خطه در خلال اون چند روز فقط پیشرفت فیزیکی واقعی رو تجربه کنه که مردمش احساس کنن بعد ِ سال و ماهی یکی پیدا شده که خریدار حرفهاشون باشه  و به حساب آورده بشن ... پس چه سود از تشکیل اینهمه ارگان و نهاد و سازمان و وزیر و وکیل و کابینه و مجلس و نظمیه و عدلیه و شهردار و بخشدار و فرماندار و استاندار و مدیر کل و مدیر جزء و چه و چه و چه

واقعا وقتی هر پروسه ای از مجاری قانونی خودش در یک ارگان به شکل اصولی طی بشه چه نیازی به توسل به نهاد مافوقش هست ؟ این سفرهای استانی که اینهمه  روش مانور داده میشه آیینه ای از مردمی بودن رئیس جمهور ماست یا بازتابی از ناکارآمدی بروکراسی اداری ؟

دوستی بعد از 7 سال تحصیل در یکی از دانشگاههای معتبر ینگه دنیا و اخذ درجه PHD به ایران برگشت و تعریف میکرد که در خلال این مدت حتی یکبار هم رئیس دانشگاه رو ملاقات نکرده و در پاسخ تعجب ما که چطور همچین چیزی ممکنه می گفت که چه نیازی بوده وقتی همه چیز همیشه بر اساس روال خودش به راحتی طی می شده جمال آقای رئیس رو که عاشق نبوده !   

 

 

اندر فواید جمع بندی !

حتی اگه شما یک جوون پشت کنکوری هم می بودی هیچوقت بدون دسته بندی و جمع بندی آموخته های علمی شانسی برای توفیق در امتحان کنکور برات متصور نبود چه برسه به اینکه به عنوان یه جوون دم بخت بعد از دوره کردن و آنالیز تئوری و زبونم لال عملی دخترکان و پسرکان در و همسایه از کوچه و بازار گرفته تا فامیل و بسته ، هم کلاسی و هم دانشگاهی ، همکار و همرسته ، مجازی و حقیقی ، این ور آبی و اونور آبی ، just friend only or just on the bed only ! و ... در نهایت ناچاری به یک جور جمع بندی برسی که چه سنخ آدمی مناسب حالت اند یا فرقی نمی کنه تو مناسب چه سنخ آدمایی هستی . ناگفته تابلوست که این مهمترین جمع بندی زندگیت تلقی خواهد شد مگر اینکه بعدا ها بخوای به این جمع بندی برسی که طلاقش بدی بره که خب علی الاصول جمع بندی مهمتری خواهد بود با این تفاوت که ثابت می کنه در جمع بندی اولیه تا چه حد سطحی نگری شده !  
مطلبی که در پی میاد نوعی گونه شناسی دختران نسل سومی دم بخت ایرانی هست که گرچه به جهت عدم برخورندگی جامعه نسوان با زبانی طنز مطرح شده اما با باور اینکه در پس ِ پشت هرگونه لطایفی حقایقی هم نهفته می تونه در حصول به اون جمع بندی کذا به آقایونی که عمدتا با این توهم زندگی می کنند که مرغ همسایه چه بسا غاز و یا حداقلش دیگه اردک هست ، کمک شایانی رو به انجام برسونه .
 به امید انجام تحقیقات گونه شناسی مشابهی در خصوص اهل ذکور از همین تریبون استفاده می کنم و از همه خانوم های محترمی که دست تقدیر گذارشون رو به این پست رهنمون می کنه تقاضا می کنم مناعت طبعی به خرج داده و با اعلام اینکه احوالات خودشون رو به کدوم دسته از گونه های ذیل نزدیک تر می دونن چراغی رو فراسوی ره گم کردگان طریقت وصال و دلدادگی بیفروزند .
 
گونه «1» :
نام فرضی : آآآآآتوسا ( تلفظ آ سه برابر تلفظ بقیه زمان می برد )
نوع گونه : دختر فعال اجتماعی خوش اخلاق
توضیح : تشخیص چهره اصلی او در گذر زمان امکان پذیر نیست . شروع صحبت با یک صدای کلفت آغاز شده و با یک جیغ دو رگه جمله های او به پایان می رسد . در صورتی که بیش از یک نفر از آنها با هم صحبت کنند از فاصله دور صدایی شبیه حمله سرخ پوست ها به گوش می رسد . ایران چک را در حد اسکناس صد تومانی هزینه می کند . عموما فاقد لهجه است اما همیشه در افعال کمکی آخر جملات بوِیژه اگر پرسشی باشد سوتی می دهد . در فصول گرم سال نوع پوشش او مطابق تصویر بالا بوده و در شعبات دانشگاه آزاد و اخیرا غیرانتفاعی و پیام نور به وفور یافت می شود .
گونه «2» :
نام فرضی : خیرالنساء
نوع گونه : شیر زن ایرانی
توضیح : او همان کسی است که به برنامه آیینه اجتماع رادیو زنگ می زند و از کثیف بودن کوچه های محله تان گلایه می کند . او همان کسی است که بعد از ازدواجش برای خانواده نان می خرد و در صف نانوایی از همه جلو می زند و به دلیل فرکانس خاص صدایش کسی جرات نمی کند چیزی بگوید . در اداره نظام وظیفه می تواند ظرف دو روز معافیت موارد خاص برای آقا پسرتان بگیرد . در تمامی مراکز دولتی و صف های طویل و مغازه ها او را در حال داد زدن و کولی بازی و گرفتن حق خود که به نحو عجیبی همیشه ضایع می شود می بینید .

گونه «3» :
نام فرضی : زهرا
نوع گونه : دختر نجیب خانواده دوست ایرانی
توضیح : پدرش را که معمولا سبیلهای کلفتی دارد بسیار دوست می دارد . فال حافظ می گیرد و احساسات کاذب ادبی و عرفانی دارد . همیشه با لبخند ملیح و آرام منتظر چیزی است که معلوم نیست چیست . لازانیا می پزد و لیسانس کشاورزی دارد . بدترین جایی از شهر که دیده است – با فرض زندگی در تهران – خیابان جمهوری و بدترین فحشی که بلد است بی شعور ( با تشدید ش ) است . معمولا با پسر خاله اش ازدواج می کند و هرگز بیش از 48 ساعت از محدوده استحفاظی شهر دور نمی شود .
گونه «4» :
نام فرضی : ساااا را ( تلفظ ا بعد از سین باید حداقل 5 ثانیه طول بکشد )
نوع گونه : دختر خرخون ایرانی
توضیح : خرخون ، بی احساس و بدون هدف ، دانشجوی علوم پزشکی یا سایر رشته های مهندسی . مطلوب بابا و مامان . مادرش وظیفه پز دادن او را دارد . مسلما تا سن سی سالگی را در دنیای تجرد سپری می کند .
گونه «5» :
نام فرضی : بتول
نوع گونه : مهاجر از دامن طبیعت به شهر
توضیح : از کوهپایه های البرز یا زاگرس به جامعه مدنی مهاجرت کرده است . شرحی دیگر ندارد به جز هر آنچه که در تصویر می بینید.
گونه «6» :
نام فرضی : بهرخ خانم
نوع گونه : دختر مهربان خانواده دوست ایرانی 
توضیح : معمولا معلم بوده ، خوش اخلاق و بدون هیچ نوع بدبینی به محیط اطراف . بیش از 8 ساعت در طول روز با تلفن صحبت می کند . معمولا احوالپرسی و خداحافظی او بیش از اصل دیدار یا مکالمه او طول می کشد . هنگام احوالپرسی تا لایه چهارم تمام فک و فامیلتان را پرس و جو می کند و هنگام خداحافظی تا همین لایه ها را سلام می رساند . بهترین قرمه سبزی منظومه شمسی متعلق به دست پخت اوست .
گونه «7» :
نام فرضی : حاج خانوم اسلامی
نوع گونه : حاج خانم جلسه ای 
توضیح : متاسفانه طبق پیش بینی ها با ازدواج آخرین نمونه های این گونه در چند سال آینده دیگر اثری از آنها در ایران نخواهد ماند . بدلیل بی کاری و فوت همسر ( که به نحو عجیبی همیشه پیش از فوت آنها اتفاق می افتد ) تمامی تلاش آنها شرکت در شبکه های اجتماعی نه از نوع فیس بوک بلکه از نوع « جلیسه » است . غیبت و بخور بخور از جمله تعاملات مهم این شبکه های اجتماعی است .
گونه «8» :
نام فرضی : ...
نوع گونه : دختر مدرنیته ایرانی
توضیح : بله این همان کسی است که در موردش افسانه پردازی زیادی شده است . صاحب جمالات و معلومات و شاید هم کمالات . بسیار متفرعن . در مقابل هر سوال و خواسته طرف مقابل چیزی را می گوید که بیشترین سوزش و ضد حال ممکن را ایجاد کند . غرور او در حدیست که به قول قدیمی ها به برخی جوارح و اعضای بدنش نهیب می زند : دنبالم نیا بو میدی ! ترسیم گر این تصاویر دشمنی و عداوت خاصی با او داشته تا جایی که بصورت استثنا در این تصویر از حدود ادب خارج شده است .