دیالوگ هایی به یاد ماندنی از هنر هفتم

« یادت باشه ، این سلاح درست به طرف قلبت نشانه رفته .
- یعنی نقطه ای از بدنم که کمتر از هر جای دیگه آسیب پذیره » کازابلانکا (1942)
♣♣♣
« پدرم بهش پیشنهادی کرد که نمی تونست رد کنه . لوکا برازی یه هفت تیرو طرف سرش نشونه رفت و پدرم بهش اطمینان داد که یا امضاش روی قرارداد میاد یا مغز پخش و پلا شده اش » پدرخوانده (1972)
♣♣♣
« یکی از تراژدی های این زندگی اینه که آدمایی که جون میده یه کتک حسابی بخورن همیشه قلدر و گنده ترن » داستان پالم بیج (1942)
♣♣♣
« اون همه خصوصیات یک سگ رو داره جز وفاداری ش » ساقدوش (1964)
♣♣♣
« هر کاری میکنی اعصابمو خط خطی میکنه حتی وقتی م اینجا نیستی کارهایی که میدونم وقتی بیای انجام میدی اعصابمو خرد میکنه » زوج عوضی (1968)
♣♣♣
« یعنی به عبارت دیگه داری من رو از خونه می اندازی بیرون ؟
- به عبارت دیگه نه ، خود عبارت » زوج عوضی (1968)
♣♣♣
« تو که همشو بالا کشیدی ؛ قرار بود تقسیم کنیم
- نتونستم جلوی خودمو بگیرم . نصفه من تهش بود » مردان جنگ (1929)
♣♣♣
سالها از سبک و سیاق زندگی ام خجالت می کشیدم .
- منظورت اینه که روش زندگی ت رو عوض کردی ؟
- نه ، فقط دیگه ازش خجالت نمی کشم » رفتن به شهر (1935)
♣♣♣
« انسان تنها جانوریه که اونقدر باهوشه که می تونه عمارتی مثل امپایر استیت بسازه و اون قدر احمقه که خودش رو از اون بالا می اندازه پایین » سپتامبر بیا (1961)