دیالوگ هایی خواندنی از هنر هفتم

« به عشق در اولین نگاه اعتقاد داری ؟
- نمی دونم ، ولی باعث صرفه جویی در وقت می شه »1 شب به شب (1932)
♣♣♣
« مثل نشستن روی صندلی سلمونیه . ازم می پرسن : خب حرفی برای گفتن داری ؟ و من می گم : آره ، موهامو کوتاه کن ، ریشمو بزن و ماساژم بده – از همون ماساژهای جدید و عالی الکتریکی . »2 فرشته هایی با چهره های خون آلود (1938)
♣♣♣
« همیشه دنبال آدمی مثل تو می گشتم .
- آدمی «مثل» من ، هان ؟ یعنی خودم به قدر کافی خوب نیستم ؟ »3 در سیرک (1939)
♣♣♣
« عشق توصیف رومانتیکیه از پیش پا افتاده ترین فرآیند بیولوژیک یا بهتر بگم شیمیایی . مقادیر زیادی هم خزعبلات درباره اش گفته و نوشته شده »4 نینوچکا (1939)
♣♣♣
« این حکایتی است از شور و خون و خونریزی و عشق و مرگ ، یعنی در واقع هر چیزی که به زندگی ارزش زندگی کردن میده »5 ایرما خوشگله (1963)
♣♣♣
« مگه هیچوقت عاشق بودی ؟
- نه ، من همه عمرم کافه چی بودم »6 کلمنتاین عزیزم (1946)
♣♣♣
« گمان نمی کنم به ازدواج اعتقاد داشته باشی .
- فقط به عنوان آخرین راه چاره . »7 من فرشته نیستم (1933)
♣♣♣
« ازدواج یه رسم احمقانه از مد افتاده ست که غار نشین ها شروعش کردن و گل فروشی ها و جواهر فروشی ها هم بهش دامن زدند . »8 بلوند توت فرنگی (1941)
♣♣♣
« تو که قصد نداری با کسی که دیروز باهاش آشنا شدی ازدواج کنی ؟
ولی عزیزم تنها راهش همینه ، اگر زیادی بشناسیشون هیچوقت باهاشون ازدواج نمی کنی . »9 داستان پالم بیج (1942)
♣♣♣
« مگه بهت نگفتم که می خوام ازدواج کنم ؟
- با کی ؟
- خب معلومه با یک زن ، تا حالا شنیدی کسی با یه مرد ازدواج کنه ؟
- البته .
- کی ؟
- خواهرم »10☻ مردان خوش قد و بالا (1931)
♣♣♣
پی نوشت : خب دیالوگ منتخب شما شمارش چنده ؟!