« دیالوگ هایی به یاد ماندنی از هنر هفتم »
« بذار تکلیف رو یکسره کنم . ما اصولا نمی تونیم با هم ازدواج کنیم ... من یه مَردم .
- عیبی نداره عزیزم ، هیچکس کامل نیست . » 1 بعضی ها داغشو دوست دارن(1959)
♣♣♣
« زندگی با مری مثل این بود که با یک چتر باز توی کیوسک تلفن گیر افتاده باشی . به هر طرف که میچرخیدی توی چشمت میرفت . »2 مری مری (1963)
♣♣♣
« قراره بچه دار شیم . این هدیه کریسمس منه به تو .
- ولی من فقط یه کراوات لازم داشتم . »3 پولو بردار و فرارکن (1969)
♣♣♣
« پسرم حالا که بزرگ شدی وقتش رسیده که بشینیم و درباره بعضی از معماهای زندگی حرف بزنیم .
- بله پدر ، خب بگو چی میخواستی بدونی ؟ » 4 کی بچه گربه کیه؟(1952)
♣♣♣
« این آقای انگلانده ، مغز متفکر سازمان ، از همین باید دستگیرتون بشه که خود این سازمان دیگه چیه . »5 سرویس پذیرایی( 1938 )
♣♣♣
« درباره هیچ چیزی زیاد نمی دونم ، ولی عملا از هر چیزی کمی می دونم . »6 لورا (1944)
♣♣♣
« هر آدمی که درباره چیزی اطمینان داشته باشه احمقه .
- مطمئن اید آقا ؟
- کاملا . » 7 (To Beat the Band (1935
♣♣♣
« از وقتی که اون بابا پل بروکلین رو بهمون فروخت تا حالا این اولین اشتباهیه که ازمون سر زده . »8 بسوی غرب(1937)
♣♣♣
« زن ها تا وقتی عاشق نشده اند ، بهترین روانکاوها هستند ؛ ولی بعد از اون تبدیل میشن به بهترین بیماران روانی . »9 طلسم شده (1945)
♣♣♣
« به من گفت شخصیت دوگانه ای دارم . بعد یه صورت حساب 82 دلاری به طرفم دراز کرد و من هم 41 دلار بهش دادم و گفتم : 41 دلار باقیش رو از اون یکی بگیر. »10 پروفسور دیوانه (1963)
♣♣♣
پ . ن : ... و بهترین از نظر شما ؟