فیلم ، کاغذ ، قیچی !
درست در موقعیتی که ذهنیت عمومی جامعه در اعجاب از نتایج قرعه کشی خوشه بندی اقتصادی غوطه ور بود مهمترین اتفاق فرهنگی سالیانه این کشور هم بی سر و صدا به پایان رسید و سیمرغ خوشبختی بر شانه های ابراهیم حاتمی کیا نشست . نکته نغز ماجرا اما این بود که سیمرغ بلورین بخاطر فیلمی نصیبش شد که سالیانی پیش ( سال 83 ) در جلسه مطبوعاتی جشنواره آن سال حلقه های این فیلم را به نشانه اعتراض نسبت به توقیفش بر روی میز چیده بود . اما اینکه چگونه است که مدیران فرهنگی کشوری ابتدا فیلمی را اساسا غیرقابل اکران تشخیص می دهند و پس از چندی مهمترین جایزه جشنواره دولتی خود را به آن اهدا می کنند سوالی است که اگر پاسخی برایش دارید این بنده را هم مطلع بفرمائید !
انسداد فضای فرهنگی جامعه که بعد از وقایع انتخابات ، سینماگران قابل اعتنای این دیار را به نوعی اعتصاب اعلام نشده فرو برده بود تردید هایی بسیار جدی را در مورد کیفیت و اساسا برگزاری جشنواره فیلم فجر امسال موجب شده بود و وقتی چنین تردیدی در کنار انبوه فیلم های به محاق رفته سالیان اخیر قرار گرفت راه حلی را پیشاروی مسئولین امر قرار بنهاد که تیرش می توانست بر سیبل چندین نشانه فرو نشیند . استفاده از فیلمهای توقیفی برای نمایش در جشنواره هم می توانست دعوت دوباره ای از فیلمسازان قهر کرده با سینما تلقی گردد ، هم رونقی به حال و هوای رو به احتضار جشنواره ببخشد و هم اینکه از آمار رو به تزاید فیلمهای توقیفی بکاهد . چنین شد که جواد شمقدری که در دولت نهم در سمت مشاور فرهنگی رئیس جمهوری بواسطه اختلاف نظرهای فراوان با وزیر فرهنگ و ارشاد وقت خواب را از چشمان صفار هرندی در ربوده بود در دولت دهم در پست معاونت سینمائی وزیر ارشاد جدید در نقش اسپایدر من فرشته نجات فیلمهایی شد که عملا آبروی جشنواره امسال بودند.
در هر حال چنانچه علاقمند بودید که من باب رفع پاره ای از کنجکاوی های صرفا شخصیتان دریابید که فیلم های توقیفی مذکور واجد چه عناصر و مفاهیم و پی رنگ های مضمونی و ساختاری متنی و فرامتنی بوده اند که از سوی " کارشناسان " و ممیزان وارسته و فرهیخته فرهنگی ما مبتذل تر و سخیف تر از امثال فیلمهایی چون " مادر زن سلام " ، "چارچنگولی" ، "ده رقمی" ، "شارلاتان " ، "پسر تهرونی " ، "چشمک " ، "کیش و مات " ، "دو خواهر " ، " آقای هفت رنگ " ، " پاتو زمین نذار" ، "18- " ، " دختر میلیونر " ، " تلافی " ، " تیغ زن " ، " بله برون " ، و ... تشخیص داده شده و نمایش آنها برای مردم آگاه ، فهیم ، هوشیار ، روشنفکر و حق طلب و عدالت خواه کشور عزیزمان مضر و منحرف کننده تلقی گردیده می توانید اسامی و شرح مختصری که از تعدادی از فیلمهای رفع توقیف شده جشنواره فجر ( به شرطی که پس از جشنواره مجددا افتخار توقیف پیدا نکنند ! ) را در پی می آورم در خاطر سپرده و دست به مقایسه بزنید .
« به رنگ ارغوان »
یک مامور امنیتی وابسته به سازمان اطلاعات ایران و از سربازان گمنام ... (حمید فرخ نژاد ) ماموریت می یابد که به منظور دستگیری یکی از اعضای وابسته به گروهکی ضد انقلاب به دختر وی نزدیک و از این طریق اطلاعاتی بدست آورد . این نزدیکی تعلق خاطر مامور به دخترک (خزر معصومی ) را در پی داشته و وی را در دوراهی عشق و انجام وظیفه دچار تردیدهایی بنیادین می نماید .
به رنگ ارغوان در واقع در ادامه آزانس شیشه ای و موج مرده قسمت سوم سه گانه حاتمی کیا محسوب می شود و بسیاری آن را پخته ترین اثر او دانسته اند .
« آتشکار »
سهراب کارگر شرکت ذوب آهن و آتشکار این کارخانه در کشاکش خواسته همسر و سرکوفت های روح پدرش که از آن دنیا او را به بی غیرتی متهم می کند نسبت به عمل وازکتومی و جلوگیری از قدرت باروری خود داستانی طنز آمیز را در تقابل ارزش های سنتی مردسالارانه با نگاه روزآمد و مدرنیزه زندگی امروزی رقم می زند .
فیلمی از محسن امیر یوسفی که بعد از خواب تلخ دومین فیلم بلندش را ساخته و از استعداد های تازه سینمای ایران محسوب می شود و خیلی زود به دیوار بلند سانسور برخورد کرده .
« صد سال به این سالها »
فیلمی از سامان مقدم و با بازی پرویز پرستویی – فاطمه معتمد آریا – هانیه توسلی – مهناز افشار و البته رضا کیانیان که روایت زندگی زنی است به نام ایران ، طی سه دوره ایران معاصر . فیلمی اجتماعی است با مایه هایی عاشقانه و نوستالژیک که از چند ماه پیش از انقلاب شروع می شود و تا به امروز ادامه می یابد . سامان مقدم که با فیلم "مکس" هم سابقه ساخت فیلمی قوقیفی را داشته با این فیلم یکبار دیگر آن را تجربه کرد .
« تسویه حساب »
فیلم دیگری از تهمینه میلانی که قبل از "سوپراستار" ساخته شد و اکشنی زنانه در مورد چهار زن بزه کار است که به تازگی از زندان آزاد شده اند و با تاثیر از دیدگاههای فمنیستی کارگردان فیلم و نقبی به درونیات مردان و رفتارهای سوء مردان ایرانی اقدام به تلکه کردن آنها می کنند . تهمینه میلانی در این فیلم تمام تلاشش را به خرج می دهد تا به هر نحو ممکنه با جنس نرینه تسویه حساب کند !
« سفر به هیدالو »
این فیلم ایرانی یکی از قربانیان حواشی سریال نرگس بوده است . زهرا امیر ابراهیمی پس از سریال نرگس و قبل از انتشار فیلم خصوصی منتسب به او در این فیلم سینمائی بازی می کند و بعد از آن واقعه حاصل زحمات کلیه عوامل این فیلم سینمائی – صرف نظر از هرگونه ارزش گذاری ساختاری و محتوایی داشته یا ناداشته آن – صرفا بخاطر حواشی زندگی یکی از بازیگران فرعی آن به محاق می رود . تا اینکه مسئولان سینمائی و فرهنگی جامعه ما به این نتیجه میرسند که نباید و نمی توان بنیان یک کل را بخاطر نقص یک جزئش از ریشه برکند و در جشنواره امسال بالاخره رضایت به رفع توقیف بی دلیل آن می دهند .