There is something about Sepide

"درباره الی ..." فیلمی است که در بارهای دوم و سوم ِ تماشا دیدنی تر می شود در این هنگام موضوعی که خواه ناخواه توجهتان را به خود جلب خواهد کرد این است که فیلم ِ "درباره الی ..." بیش از آنکه در مورد خود ِالی باشد اتفاقا در مورد سپیده است . سپیده ای که الی را در آیینه زندگی گذشته خود می بیند و به هر کلکی سعی می کند او را از حسرت های امروزین خود باز بدارد سپیده واجد همان روحیات فداکارانه ای است که الی نیز چنین می نماید توجه کنید که صاحب ویلا از قبل گفته است که ویلا را تنها برای یک روز می تواند اجاره بدهد و سپیده با علم به این قضیه و برای جلوگیری از به هم خوردن سفر ِ دست جمعی حرفی از آن به میان نمی آورد و ملامت متعاقبش را تحمل می کند و باز برای راضی کردن زن شمالی دروغی دیگر (جریان ماه عسل ) سرهم می کند که در انتها و با برملا شدنش نزد علیرضا مورد اتهام همه واقع می گردد . پس از بوجود آمدن شائبه غرق ِ الی او تنها کسی است که متهورانه به دریا می زند و جدی ترین پرخاش را به غواصان بی خیال شده از جستجو ابراز می دارد به شیوه ای مشابه الی اولین کسی است که برای بردن بچه به دستشویی داوطلب است ؛ بخاطر مربی مهد بودنش می گوید "ما دیگه عادت داریم" ، در حالیکه همه – غیر از سپیده – نسبت به کثیف بودن ویلا در حال غر زدن هستند می گوید "جاروبرقی باشه کار ِ یه ساعته" و بر سر سفره شام در حالیکه همه بر سر آوردن نمک در حال چانه زنی هستند او بلند می شود و بالاتر از همه اینها خود را برای نجات جان بچه ای که قرار بوده چشمش به او باشد فدا می کند . مشابهت ها به سادگی قابل دریافتند با این تفاوت که الی هنوز در دوران آن معصومیتی است که سپیده قبلا آن را از سر گذرانده است . سپیده کسی است که از قرار گرفتن در قید و بندهای زندگی سنتی زن و شوهری چندان راضی به نظر نمی رسد در صحنه ای که بگومگوی امیر با او به درگیری فیزیکی میان آن دو می انجامد وخامت درونی ارتباط زناشویی ِ شان آشکار می گردد چند صحنه پیشتر در رای گیری جمعی برای رفتن یا ماندن در ویلا همه به نوعی نظر خود را منوط به نظر زوجشان می کنند : "هر چی آقامون بگه " به غیر از سپیده که اصلا امیر را به حساب نمی آورد و امیر گلایه می کند " ما هم که رای بدیم واسه کی ؟!" . سپیده نهایت تلاشش را به خرج می دهد تا الی را از پیوند با نامزدی که آشکارا واجد روحیات سنتی مرد ایرانی است – عشق انحصاری علیرضا ، وضو گرفتن او و ... که یادتان هست – و الی را نسبت به او مردد نشان می دهد بر حذر بدارد تا مشکلات فعلی خودش با امیر را نداشته باشد چه بسا او نیز در ابتدای پیوندش با امیر دچار تردید هایی بوده است. بوضوح توجه عمیق او به احمد از نظر امیر پذیرفته نیست ( مادرشی ؟ خواهرشی ؟ کی شی ؟ به تو چه آخه ؟ ) و این در صحنه ای که احمد برای رفع و رجوع درگیری امیر با سپیده وساطت می کند رخ می نماید جایی که امیر می گوید : «احمد تو "یکی" دیگه حرف نزن» . اصلا بعید نیست که پیش از اینها بین سپیده و احمد زمینه های قبلی وجود داشته و وقتی بازیگر نقش امیر ، مانی حقیقی کارگردان فیلم کنعان با آن مایه آشنا (بین ترانه علیدوستی و بهرام رادان ) باشد این احتمال پررنگ تر هم جلوه می کند . سپیده از هر فرصتی برای بنیان شکنی اصول مرد سالارانه استفاده می کند نگاه کنید به صحنه قلیان کشی آقایان پس از شام که او زغال ها را واژگون می کند سر قلیان را می رباید و متواری می شود یا در صحنه دیگری مردها در حال بازی والیبال هستند که توپ جلوی پای سپیده می افتد و او با شوتِ آن به فضای بیرون از ویلا بازیشان را بر هم می زند در صحنه ای مشابه که توپ به سمت الی می رود او بلافاصله توپ را به زمین بازی آقایان برمی گرداند و این همان اختلاف فازی است که سپیده با هر ترفندی (از قایم کردن ساک الی بگیرید تا گرو گرفتن موبایلش) سعی در گسیل الی به دایره اعتقادی خود دارد و در این راه خود را مسئول و حافظ منافع او می انگارد چنانکه در صحنه تشریک مساعیِ جمعی نسبت به گفتن این نکته به علیرضا که همگی بی خبر از نامزد داشتن الی بوده اند و اخلاق را در مسلخ مصلحت ذبح می کنند او زیر بار نمی رود و تمامی مسئولیت را به گردن می گیرد تا آبروی الی محفوظ بماند پیمان در این صحنه می گوید " بابا طرف مرد رفت آبرو دیگه میخواد چیکار؟ " !!
ادامه دارد ...
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آذر ۱۳۸۸ ساعت توسط پوره
|