نژاد پرستی قدمتی به عمر تاریخ ابنای بشر داشته است . فارغ از مفهوم واژه به معنای اخص کلمه به نظرم می آید همه به نحوی از انحاء با آن درگیر بوده و هستیم . مسئله واقعا فقط اینکه سقید باشیم یا سیاه نیست ممکن است مرد باشی و خود برتربینی نسبت به جنس مونث داشته باشی یا برعکس ، وضع مالی خوبی داشته باشی و حوصله یه مشت گدا گشنه را نداشته باشی ، چپی باشی و راستی ها را جماعتی احمق فرض کنی ، شهری باشی و روستایی بودن را عار بدانی ، روشنفکر باشی و عامه مردم را گوسفند تلقی کنی ، عاقل باشی و عاشق را منگل بشماری ، انسان باشی و نسبت به حیوانات رحمی نداشته باشی ، روحانی باشی و خویشتن را نماینده بلافصل خدا در زمین بنامی ، مسلمان باشی و یهودیان را نجس بدانی ، شیعه باشی و سنی مذهب را غافل بدانی و ... می بینید که این سیاهه را می توان همینطور تا درازای شب یلدا ادامه داد و اپیدمی نژاد پرستی حد و مرزی نمی شناسد . کدامیک می توانیم مدعی باشیم که هیچگاه به گونه ای از انواع این پدیده مبتلا نبوده یا نیستیم ؟

خب ، اینها همه کولاژی از مسائلی بود که پس از دیدن فیلم " سگ سفید " به مخیله ام خطور کرد . این اولین فیلمی بود که از " ساموئل فولر " دیدم . هنرمند فقیدی که چهره لاغر و تکیده اش با سیگار برگی بر گوشه لب شمایل همان کارگردان مستقلی بود که از سینمای آمریکا سراغ داشتیم . گرچه نمی توان گفت که با فیلمی درجه یک مواجهیم اما کنجکاوی برنگیز شاید واژه مناسبتری باشد بویژه وقتی بگونه ای ارضا کننده آن را پاسخ می گوید . مهارت کارگردان در کنترل یک سگ نژاد پرست ِ خشمناک ! در نوع خود مثال زدنی است . فولر در نهایت نشان می دهد برخورد قهری و حذفی با عناصر نژاد پرست به عنوان آخرین راه حل ممکن گرچه گاها گریزناپذیر می نماید اما به خشک شدن ریشه های آن نمی انجامد . تلاش برای تغییر یک اندیشه همیشه نتایج بهتری نسبت به حذف آن بدنبال داشته است .

نمی توانم تشویقتان کنم که حتما بروید این فیلم را پیدا کنید و ببینید اما توصیه می کنم اگر گذارتان بهش افتاد از دستش ندهید .